X
تبلیغات
باز باران . . .

باز باران . . .

یادداشت های من

برای ساختن شیپ به شکل دلخواه و یا تبدیل یه تصویر به شیپ / ابتدا با ابزارهای سلکشن ( انتخاب ناحیه ) قسمتی که میخواهیم تبدیل به شیپ شود و یا رسم شکل دخواه با ابزار ذکر شده انتخاب میکنیم / در حالت انتخاب روی محدوده راست کلیک کرده و گزینه make work path  را میزنیم / در پنجره باز شده میزان تلورانس بسته به دقت ناحیه انتخاب را مشخص میکنیم / سپس از منوی edit روی Define custom shape زده و نامگذاری کرده و تایید میکنیم / شیپ دلخواه شما در قسمت custom shape در ابزارهای فتوشاپ درج می شود و میتوانید استفاده کنید.


شیپ ایجاد شده برای بالاترین سایزها قابل استفاده است / دقت شود ناحیه انتخابی و مقدار تلورانس دقیق باشد که با آزمایش چند مرتبه شیوه کار به دست می آید.


برچسب‌ها: آموزش
+ نوشته شده در  93/01/24ساعت 11:13  توسط شامکانی  | 

من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه 
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ای نداره . غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم
نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا ، وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
همه حرف خوب میزنند اما کی خوبه این وسط
بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل با خودت نبین
نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا ، وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کى شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا،وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
+ نوشته شده در  93/01/23ساعت 11:34  توسط شامکانی  | 

همراه هم بودیم و تو دل خسته بودی از همه

گفتی که این دنیای نو خیلی غریب و درهمه

گفتم برام حرفی بزن

حرفی که دنیام تازه شه

رخت غزل روی تن روزای من اندازه شه

گفتی اگه شعرای من تو خاطرت مونده بمون

گفتم اگه عاشق شدم

گفتی برام حافظ بخون

گفتم یه بیت از من ولی

شعرامو بی پاسخ نذار

تا من غزل ساز توام تا عاشقم طاقت بیار

اما نگو شعرای من تکرار بغضای توئه

از عشق هر وقتی بگی

حرفات حرفای نوئه

حرف بهار و نو شدن حرفای سبز و سرخ و تر

هفت سین شعراتو بچین

هفت سین آغاز سفر

گفتی که به تو عاشق شدم

گفتی به من شاعر بمون

گفتم برای دل خوشی

گفتی برام حافط بخون

+ نوشته شده در  93/01/20ساعت 19:9  توسط شامکانی  | 

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
+ نوشته شده در  93/01/20ساعت 10:49  توسط شامکانی  | 

عصار میخواند .... دانلود


+ نوشته شده در  93/01/20ساعت 8:44  توسط شامکانی  | 

سالی دگر بگذشت / تمام

93 با آرامش آغاز شد / امروز به آغاز کار انجامید / همه چی آرومه / فقط کسب و کار را دلهره دارم ..... امید هست 

نوروز نویسی های زیادی در پشت کیبورد دارم که حسی بر نوشتن نیست که شاید همه تکرار مکرر باشد / شهر نوروزی / آدم های نوروزی / رفتارهای نوروزی / اخلاق نوروزی / همه باشد برای آنها که از ما بهتر اند و بهتر می فهمند 

فقط

سرما به پایان شد / شادم ... 


برچسب‌ها: تراوشات
+ نوشته شده در  93/01/09ساعت 21:19  توسط شامکانی  | 

دیروز عصر بنا به مراسمی عازم به تربت حیدریه شدم / همیشه در گذر از مسیر این شهر و عبور از ایستگاه جاده دانشگاه خاطراتی لحظه ای مرور و خطور می کند و آنی می روم و می آیم / این مجال چند ساعته که فراغ زمان و وقت گذرانی همراهم بود بیشتر سفر به آن روزها کردم / هرچند ماندگاری زمانی من در این شهر همسایه آن زمان ها هم زیاد نبود ولی خاطراتی همراهم هست که گفتنی و ناگفتنی است / شیرین و ملس و میخوش / ساعاتی به صرف شام مانده چند مرتبه به سمت خیابان خیز کردم تا به داخل شهر بروم و مسیرهایی را دوباره ببینم / از آن روزگاران دیگر کلاه ام به دیار حیدر نیافتاده بود / ولی نمیدانم چرا بی اختیار باز برگشت می خوردم / کلماتی و تصاویری رژه می رفت و . . . 

اتوبوس / 5تایی / تک نفره بغل راننده / سرپا / دربست / تاکسی / جاده / درخت کاج / مسیر پیاده / تابلو دانشگاه آزاد / سکوی تابلو / آتیش / سرما / برف / مسئول آموزش / بهشتی / سلف / کتابخانه / راهرو / پله ها / کلاس / امتحان / حیاط / نیمکت / سررسید چرمی حسابداری 1 / کاشمری ها / مدیریت بازرگانی / ثبت نام / انتخاب واحد / بانک ملی نزدیک میدون / بانک ملی داخل دانشگاه / برگه های زرد انتخاب واحد / تابلو نمره ها /تربیت بدنی / دراز و نشست بیمارستان 9 دی/  ............... / خونه دانشجویی ( نداشتم ) / پارک / تاب و سرسره / نیمکت پارک کلاه پشمی / موزه و آثار باستانی / داداش محسن / قیمه / حکم / پرینتر رنگی عریض / جاده مشهد / پیتزا کندز / شیر کاکائو / . . . / . . /  . ./ . /  . //// نقطه .

چه بود ؟ چه شد ؟ کجایی ؟

+ نوشته شده در  92/12/21ساعت 9:3  توسط شامکانی  | 

ctrl+L : با زدن این کلیدها در حالت انتخاب عکس می توانید نور و کنتراست عکس را تنظیم کنید و نقاط روشن را روشنتر و تیره ها را تیره تر کنید و برعکس . همچنین می توان با زدن ctrl + shift + L به صورت اتومات این کار را در حد معمولی انجام دهید.

ctrl + U : با زدن این دکمه ها در حالت انتخاب عکس یا رنگ و باز شدن پنجره مربوطه با استفاده از جا به جا کردن 3 اهرم موجود می توان ترکیب رنگ را تغییر داد و جلوه ای جدید ایجاد کرد. ( این ابزار بسیار کاربردی است و برای تطبیق ترکیب رنگ با تصاویر دیگر بسیار مناسب است )

ctrl + B : از این ابزار در حالت انتخاب عکس برای بالانس رنگ تصاویر می توان استفاده کرد.

+ نوشته شده در  92/12/19ساعت 11:1  توسط شامکانی  | 

نمی دونم.....................

دستم را گرفته است / می کشد کنار از تصادف و حادثه / ولی لنگ می زنم چرا ؟! / می دانم چیزی هست / روی می گردانم از بودن ها / تنهایی به اندیشه است و نهایتش میشود آهنگ های شهرام شکوهی / حال خوب کجاست ؟ / باید بسازمش ؟ / حالم خوب است / از این بهتر نمی شود / می شود ؟ / می شود لیوان را درست رو میز گذاشت / میشود لبه میز گذاشت / شاید بیافتد روی زمین / بشکند / دیگر نباشد / پای بخراشد / زخم شود و بماند / و دیگر لیوان نباشد / شایدها / احتمال ها / غنیمت حال و ثانیه و دقیقه / و ناگهان آن روی سکه / از قمار می ترسم / نمی خواهم ببازم  ............. نمی دونم


برچسب‌ها: تراوشات
+ نوشته شده در  92/12/10ساعت 9:29  توسط شامکانی  | 

در فضای شلوغ پلوغ اینترنت به دنبال تصویری بودم / که سر از وبلاگی درآوردم که نگارنده اش شرح سفر به کاشمر داده بود به تصویر و متن / جالب بود 

دیدن وبلاگ آقای عدالت عابدینی خالی از لطف نیست : پیـــــــــــــــــــام نمـــــــــــا

+ نوشته شده در  92/12/05ساعت 17:49  توسط شامکانی  | 

مطالب قدیمی‌تر