باز باران . . .

یادداشت های من

هیچ تعریفی از خوب بودن ندارم !!

. ولی خوبم . 

نقطه سر خط .

+ نوشته شده در  93/05/23ساعت 12:14  توسط شامکانی  | 

رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران دکتر حجت الاسلام شیخ حسن روحانی :

بروید به جهنم !!

+ نوشته شده در  93/05/21ساعت 19:22  توسط شامکانی  | 

سلام شهرام جان / خوبی؟ / بهتر شدی ؟ / شنیدم از بیمارستان مرخص شدی دیگه / امیدوارم دیگه قلبت کج خلقی نکنه / الان میگی تو که منو نفرین کردی باز حالا احوالپرسی و امیدواریت واسه چیه ! / باور کن اونا رو از ته دل نگفتم / اما وقتی دیدم روی تخت افتادی دلم گرفت / به دعا و نفرین من هم بارون نمیاد نه میره / اینو مطمئنم / خودت هم میدونی / خب تقصیر خودت هم هست چرا گوش دادن بهت مثه کندن زخم کهنه میمونه ؟ / هم لذت بخشه هم دلخراش / به هر حال خوب باشی .... خوب ... / البته این آخریه هم ؟!!!؟ ولش / مرسی بابت باران عشق .... دانلود 

...............................

صحرا شده شهر دل ما / همه تشنه و تنها / نام تو ببرن 
دل ها / به هوای تو / غم را / ز خاطر ببرن

ببار ... به قطره قطره ات محتاجم

+ نوشته شده در  93/05/18ساعت 9:3  توسط شامکانی  | 

تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهایی

تو فارق از وفور سایه هایی

باز آ که جز تو جهان من حقیقتی ندارد

تو می روی که ابر غم ببارد

به سمت ماندن ات راهی نمیشوی چرا

گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها

شمرده تر بگو با من حروف رفتنت

تا من بگیرم از دلت همه بهانه ها را

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

سحر اضافه کن به فهم آسمام

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

بیا که بی تو من غم دو صد خزانم

***************

بگذار بگویم که از سراب این آب بریدم

من از عطش ترانه آفریدم

به سمت ماندنت راهی نمی شوی چرا

گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها

شمرده تر بگو با من حروف رفتنت

تا من بگیرم از دلت همه بهانه ها را

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

سحر اضافه کن به فهم آسمانم

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

بیا که بی تو من غم دو صد خزانم

+ نوشته شده در  93/05/13ساعت 21:10  توسط شامکانی  | 

از خانه ات بیرون بیا تا حس خوب زندگی

برگرد تا کاشانه ات با حس خوب زندگی

با هر تپش با هر نفس با هر قدم با هر نگاه

عاشق شدن را لمس کن بی ذره ای حس گناه

خالی شد از ذهن خود از بار سنگین طمع

حس عجیبی می کند هم مثل پر هم آهنم

آزادم از اندیشه ام انگار بی اندیشه ام

حس می کنم در خاکم با آسمان هم ریشه ام

***

بیداره بیدارم ولی در عمق رویایی شدن

با کوه راهی میشم تا اوج دریایی شدن

از خانه ات بیرون بیا تا حس خوب زندگی

برگرد تا کاشانه ات با حس خوب زندگی

+ نوشته شده در  93/04/31ساعت 19:0  توسط شامکانی  | 

خاطره ها فراموش نمی شوند / دوخته شده اند بر ذهن و روح / گاهی می تکانی تا گرد برخیزد / چشم را تر کن 

دل های شکسته را مرهمی نیست / شاید اشتباهی بود / و شاید تقدیری / که میخواهم بدانم تقدیر به خوشی است یا آینده بقای خوشی خواهد بود ....

لحظه های ناب را سرزنش نمی کنم / که همان بود که می باید باشد / ساده بود و دروغ نبود / نشانه ها را دنبال می کنم شاید التیام دلی که شکسته ام باشد ........

می خواهم بیشتر بدانم ......

+ نوشته شده در  93/03/18ساعت 9:55  توسط شامکانی  | 

جوایز ویـجه برای کسانی که منو از شرِّ شهرام شکوهی خلاص کنند .... 

و حالا .... دردا ..... الهی خیر نبینی شهرام .

.....................................................

احوال مردمان این حوالی انزوای بی خاصیت روزمره است / هوای طغیان هم به سر کسی نیست / سر به لاک خویشند تا ز باد و باران نگزندد بال و پرِ شان / این منم پُر از زنگار ، پلشتی ، شلختگی و عصبیّت / همه بی حاصل و بی اراده /............... / ناگزیر به طی طریق کج راهه های پوچ و سرکشی به راهی که بود و هست و من نیستم در آن / در اوج آرامش هراس همیشگی در تعقیب است / مدارا میکند و می گذرد / ولی من ؟!؟!؟ / بی پاسخ / به حقیقت به اصل به ریشه به باید و بودن 

ترس از آتش شمع مرا به تنور خواهد گداخت ؟؟ 

+ نوشته شده در  93/03/01ساعت 10:18  توسط شامکانی  | 

اَوره آسمین – اَرمان ،اَرمان . دَگُورمِژِن ، دگورمژن .کریِه بَرخان خادِه جان دَبارِژِن همدل هَوال عزیز جان تَه ناویژِم . چاو شور پِرِن اَرمان اَرمان سَرَه ساوو اورزَه لِنگه هَوال جان وَرین راوه؟ بِکَن بِرا عزیز جان درد بَلاوِه

تَرکِه مِه کِر الله خاده اَرمان اَرمان. دِلبَرِه مِن، دِلبَرِه مِن داغَک دانی یارِه جان جیگر من بو خراوو و مال خراو دلبره مِن

خه ور نه وو الله خاده ارمان ارمان ژَه یاره مِن کمانداره بی

بالاخانه ارمان ارمان ارمان ارمان خشت و نیمه ارمان ارمان خشت و نیمه فه که یاره هواله کانیا جیمه فه که یاره هواله کانیه جیمه للای لای مروت بر دل من خه ور نه وو عزیزه ژه یار من

سر هلینم ارمان ارمان ارمان ارمان ارمان ارمان له کویران چه ره بوومه یاره جان خانه ویران له وی کارا مال خراو بومه حیران

بالاخانه ارمان ارمان ارمان ارمان خشت و نیمه ارمان ارمان خشت و نیمه فه که یاره هواله کانیا جیمه فه که یاره هواله کانیه جیمه للای لای

ترکه مه کر الله خاده ارمان ارمان دلبره من، دلبره من داغت دانی یاره جان جیگر من بو خراوو و مال خراو دلبره من

خه ور نه وو الله خاده ارمان ارمان ژه یاره من کمانداره بی مروت بر دل من خه ور نه وو عزیزه ژه یار من شاه سیاران ارمان ارمان ارمان ارمان کا گلا من

 

ترجمه و دانلود

+ نوشته شده در  93/02/24ساعت 11:48  توسط شامکانی  | 


دانلود

به من رحم کن بی قرارم بیا 
کجا بغضم رو جا بگذارم بیا

 نمیدونم این چندمین جمعه بود 
حساب زمان رو ندارم بیا 

هوای جهان سرد و طوفانیه 
تو میدونی این قصه طولانیه 

غمش ریشه داره توو دیوار و در 
توو محراب حیدر، محرم صفر

 تو پاهای زخمی روو شن های داغ 
غریبی اسیری همون اتفاق 

چقدر کینه دارند هنوز از غدیر 
بیا انتقام خدا رو بگیر 

ببین چی گذشته تو این انتظار 
بیا روی این زخم مرحم بگذار 

چیه کوله بارم تو این زندگی
 بجز حسرت و بغض و شرمندگی 

دارم ادعا میکنم با تو ام 
شاید این فقط حرفه و ادعا 

نمیدونم این چندمین جمعه بود 
خدا شاهده درد دارم بیا

 به من رحم کن بی قرارم بیا …

+ نوشته شده در  93/02/18ساعت 12:28  توسط شامکانی  | 

+ نوشته شده در  93/02/16ساعت 8:10  توسط شامکانی  | 

مطالب قدیمی‌تر